أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

303

تجارب الأمم ( فارسى )

به مقتدر نوشت ، ولى او پرخاش شايسته به آنان نكرد . حسين ناچار با دو پسر رائق قرار گذارد كه نيم آن مال را بردارند و باقى را به او بدهند ، و چنين شد . چون « دمنه » كنيزك مقتدر ، سخت محبوب او بود و يادداشتهاى حسين [ وزير ] را به سرور خود مىرسانيد ، مال بسيار براى او بفرستاد ، براى پسرش شاهزاده ابو احمد اسحاق نيز مقدارى [ 1 ] فرستاد . او از مقتدر اجازت گرفت و پسرش قاسم بن حسين [ بن قاسم ] را به دبيرى گمارد . او براى « دمنه » تعهد كرد كه هر روز يكصد دينار براى پسرش بفرستد تا از بر كنار شدن او جلوگيرى كند . خاندان بريدى ، و ابو بكر بن قرابه به وى نزديك شدند . [ ابن قرابه ] از مالياتى كه بايد كارگزاران بپردازند ، پيشاپيش با سود معمولى ، يك درم در هر دينار به [ وزير ] وام ميداد . از سرداران جعفر بن ورقاء و ابو عبد الله محمد بن خلف نيرمانى به وى اختصاص يافتند . كارگزارى جنگ ، خراج ، ديه‌ها را در حلوان ، مرج قلعه ، ماه كوفه ، به دو واگذار كرد و قبا و كمر [ 2 ] پوشانيد و لقب اميرى داد [ 3 ] كه بدان خوانده مىشد . او تعهد كرد بخشهائى از حوزه‌هاى * خاور زمين را بگشايد و از مرداويج باز پس گيرد . او خود مقدارى از دارائى دولت را كه بسيار نيز بود ، در پيمانكاريها و كارگزارى ديه‌ها ، و خراج خصوصى و عمومى ، كه در روزگار سليمان بن حسن بر عهده داشت ، خورده بود . او در هنگامى كه كارگزار كرمان بود ، ماليات آنجا را گرد آورده همراه خود ببرد ، جانشين او نوشت كه يك دوم آن را نيز هزينه نكرده است . او از اين گونه پيشينهء بسيار داشت . سپس حسين بن قاسم [ وزير ] براى بيرون راندن على بن عيسى و برادرش عبد الرحمان به مصر و شام به كوشش برخاست ، پس مقتدر در اين باره به على بن عيسى پيغام داد ، ولى مونس مظفر از وى دفاع كرد كه اين پير بزرگوار است و از رايش

--> [ ( 1 - ) ] نگارندهء تكمله گويد : وزير روزانه يكصد دينار براى اين كنيز و پسرش ميداد . اين پسر پدر خليفه قادر بالله [ 381 - 422 ه ] است . [ ( 2 - ) ] براى پوشاكهاى رسمى - خ 6 : 308 . [ ( 3 - ) ] M . متن : و تسمى بالامارة و خوطب بها . . .